بهترین زمان برای نوشیدن  آب



به گفته یک متخصص تغذیه، افرادی که دچار رفلاکس معده و سوء هاضمه هستند، باید بیش از دیگران از نوشیدن آب هنگام خوردن غذا پرهیز کنند.

به گفته یک متخصص تغذیه، افرادی که دچار رفلاکس معده و سوء هاضمه هستند، باید بیش از دیگران از نوشیدن آب هنگام خوردن غذا پرهیز کنند.

دکتر فریبرز مهدی‌پورگفت: مصرف آب در هنگام غذا خوردن به دلیل رقیق کردن آنزیم‌های گوارشی و برگشت دادن محتویات معده به مری، موجب تشدید عارضه مبتلایان می‌شود.

این متخصص تغذیه بهترین زمان برای نوشیدن آب را نیم ساعت قبل از غذا و دو الی سه ساعت بعد از صرف غذا بیان کرد و افزود: نوشیدن آب ضمن غذاخوردن معده را نیز خسته می‌کند، همچنین نوشیدن آب بلافاصله پس از صرف غذا موجب رقیق شدن شیره معده می‌شود و اثر آنزیم‌های هضمی را به تعویق می‌اندازد و در هضم غذا اختلال ایجاد می کند.[نوشیدن آب قبل از غذا موجب کاهش وزن می‌شود]

دکتر مهدی پور همچنین تصریح کرد: حرکت و فعالیت بدنی قبل از غذا اشتهاآور است و حرکت آهسته چند دقیقه پس از صرف غذا باعث سهولت عمل هضم در معده می‌شود به طوری که احساس سنگینی و حتی اشکال در تنفس ناشی از سنگینی معده را نیز از بین می برد.


یک دقیقه خنده معادل 10 دقیقه ورزش

واحد مرکزی خبر به نقل از پایگاه خبری المحیط گزارش داد؛ بر اساس یک مطالعه علمی در امریکا فایده یک دقیقه خندیدن برابر با ده دقیقه دویدن است و هر بار خندیدن در بدن انسان سه و نیم کالری سوزانده می شود.

بر اساس این گزارش، خنده دردها را تسکین می دهد، مانع از بروز بیماریهای قلبی می شود، سیستم دفاعی بدن را تقویت می کند، میزان کلسترول مفید بدن را بالا می برد و هورمونهای موثر در حرکات انفعالی، افسردگی و التهابات را کاهش می دهد.

در تحقیق دانشگاه کالیفرنیا آمده است، در افراد شوخ طبع و خنده رو، سلول های از بین برنده ویروس ها و مقابله بدن با سلول های سرطانی فعال تر است و دستگاه تنفسی آنان در برابر آسیب ها، قوی تر عمل می کند.

فرانس بومر، از متخصصان بیماریهای قلب در وین گفت: در تحقیقات پیشین ثابت شد خندیدن سبب تغییراتی در مغز و توزیع هورمونها در بدن تنظیم می شود.

مایکل تتسی، روانشناس و کارشناس مطالعات خنده نیز گفت: خنده در تنظیم هورمون های بدن، محافظت از مغز از طریق افزایش اکسیژن، تقویت سیستم دفاعی بدن، کاهش احساس درد، کاهش تنش، پویاتر شدن عضلات و ترشح هورمون موثر در احساس خوشبختی موثر است.

کارشاسان معتقدند نه تنها قهقهه بلکه حتی لبخند کوچک هم سبب افزایش حس خوشبختی و کاهش احساس درد در انسان می شود اما خنده واقعی 80 عضله بدن را فعال می کند.

دکتر مجدی بدران عضو انجمن آلرژی مصر گفت: یک دقیقه خندیدن برابر با 40 دقیقه استراحت کردن است، دو دقیقه خندیدن برابر با 20 دقیقه ورزش کردن است و میزان کالری ای که در 15 دقیقه خندیدن سوزانده می شود برای کاهش دو کیلوگرم وزن در سال کافی است.

دکتر بدران با بیان اینکه خنده سبب کاهش فشار خون و بهبود فعالیت شریان ها می شود ادامه داد: یک فرد بالغ به طور میانگین 15 بار در روز می خندد که این آمار بسیار اندک است اما کودکان در روز 400 بار می خندند.

وی خنده را سرایت کننده خواند و در توضیح آن گفت: گاهی انسان از خنده دیگری می خندد بدون این که بداند شخص مقابل به چه علت می خندد، این به سبب ویژگی خنده است که از شخصی به شخص دیگر سرایت می کند؛ سرایت خنده از یکی به دیگری بدین سبب است که صدای خنده دیگران بخشی از مغز انسان را فعال می کند و این فعالیت به طور ناخودآگاه لبخند را برای انسان به ارمغان می آورد.

به طور کلی محققان، قدرت خنده را برای عبور از مشکلات زندگی و تنش های روانی و عصبی "جادویی" می دانند.

دانستنی ها

آیا می دانستید قتی یک نوزاد در حال گریه است با صدای ش... ش... شما آرام می شود به این دلیل که صدای آبی که اطراف نوزاد در شکم مادر است را برایش تداعی می کند، در ضمن این یکی از دلا یلی است که صدای ساحل دریا نیز به انسان آرامش می دهد.
۲) آیا می دانستیداثر لب و زبان هر کس همانند اثر انگشت آن منحصر به فرد است.
۳) آیا می دانستید رشد کودک در بهار بیشتر است.
۴) آیا می دانستید شدیدترین نعره ها متعلق به وال ها است که برابر با صدای موتور جت است.
۵) آیا می دانستید با نگاه کردن به گوش حیوانات می توانیم به تخم گذار بودن یا بچه زا بودن آنها پی ببریم. بدین صورت که تخم گذاران گوششان ناپیدا و بچه زایان گوششان نمایان است، تنها یک استثنا وجود دارد آن هم نوعی افعی است که بچه زاست اما گوشش دقیق پیدا نیست.
۶) آیا می دانستید در یک سانتی متری پوست شما ۱۲ متر عصب و ۴ متر رگ و مویرگ است.

زوال و انحطاط دولت ها و تمدن ها

 

           

  سنتی برای پایان دادن به عمر ملت ها


یکی از این سنت ها و قوانین الهی، سنت زوال و انحطاط جوامع بشری و یا به عبارتی دیگر، پایان یافتن عمر ملت ها و مرگ و نابودی تمدن هاست؛ زیرا اکثر ملت ها و تمدن ها، مخصوصاً زمامداران و ائمه کفر پس از رسیدن به اقتدار و تمدن، از صفات الهی به صفات شیطانی روی می ‌آورند و این صفات، آنها را به سقوط می‌ کشاند. از این رو هر ملت و تمدنی اجَلی دارد و چون زمان آن به سر رسد، مرگ و نابودی، آن تمدن را فرا می ‌گیرد.

دولت ها و ملت ها، مانند یک انسان متولد می ‌شوند و پس از رشد و شکوفایی، تمکّن و اقتدار، رو به سقوط و زوال می ‌گذارند.

از نظر ابن‌خلدون، دانشمند جامعه شناس و سیاست‌ دان اسلامی، دولت ها نیز مانند مردم، عمرهای طبیعی دارند. سن طبیعی انسان 120 سال و سن اشخاص در هر نسلی متفاوت است؛ چنانکه عمر ملت اسلام بنا به حدیث میان 60 تا 70 سال است، اما سنین دولت ها نیز هر چند مختلف است ولی اغلب دولت ها از سه پشت تجاوز نمی ‌کند و هر پشت عبارت است از سن متوسط یک شخص یعنی 40 سال.(1) از این رو همان‌گونه که مرگ یک فرد، تابع و تحت تأثیر قانون و اجل و سنت معینی است که فرا می ‌رسد، امت ها و جامعه ‌ها نیز دارای اجل ‌ها، موعدها و مقاطع زمانی دقیق و معینی هستند و قوانین و سنت‌ هایی وجود دارد که اجل هر امت یا جامعه را تعیین می‌ کند.(2)

اجل اجتماعی، حالتی است که دامنگیر یک جامعه می ‌شود نه عارض بر این فرد یا آن شخص. قرآن کریم نیز در آیات متعددی، به مسألة اجلِ همگانی یک جامعه و سنت‌ هایی که این اجل را تعیین می‌ کند، اشاره کرده است.(3)
از نظر ما پدیده هایی همچون زمین لرزه، آتشفشان، سیل، خشکسالی و حوادث طبیعی دیگر که ظاهراً ضروری، جبری و قهری‌ که از نظر ما با افعال اختیاری انسان ها ربط و پیوند ندارند، اما از منظر الهی بسیاری از این حوادث نیز پیامد و تابع رفتار ماست
اقتدار ملت ها، نمایشی از آزمایش الهی است!

بنابراین، هر قوم و ملتی، مدت زمانی را به دست می ‌آورد تا بر سایرین خلافت و اقتدار داشته باشد. قرآن به روشنی هدف از گردش اقتدار تمدن ها بر روی زمین را بیان می‌ کند و از آن به عنوان یکی از آزمایش ‌های الهی نام می‌ برد: «ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلاَئِفَ فِی الأَرْضِ مِن بَعْدِهِم لِنَنظُرَ كَیْفَ تَعْمَلُونَ»؛ «آنگاه شما را به دنبال ملل گذشته، خلیفه (وارث تمدن) قرار دادیم تا بنگریم که چگونه شما عمل می‌ کنید».(4) آیات قرآنی بیانگر آن است که آدمی تا زمانی که دارای خصلت الهی است و به دستورات خداوند عمل می‌ کند، در باغ بهشت و زندگی پر رفاه قرار دارد و همین که عهد و فرامین الهی را فراموش می ‌کند و به خصلت ‌های شیطانی روی می‌ آورد، خلافت و تمدن و زندگی آسوده یا بهشت، از وی سلب می‌ شود و دچار هبوط و سقوط می‌ گردد. بنابراین خداوند سبحان، کلید خلافت و اقتدار زمین را در هر دوره ‌ای از زمان به دست ملتی می‌ سپارد تا آن ها را بیازماید.

تمدن ها از جایی شروع می ‌کنند، کم‌کم به اوج می ‌رسند، سپس افول می ‌کنند و نابود می ‌شوند یا درنگ می ‌کنند مانند استخرهای راکدی که از جریان موقت نهرهای حیات‌ بخش بر جای می ‌ماند (5) و پس از مدتی، آنان نیز زوال می‌ یابند و این خط سیر، همواره میان تمدن ها جاری است. ملت ها می‌ میرند، سرزمین ‌های کهن، خشک و کم‌ آب می ‌شوند یا به گونه ‌ای دیگر تغییر می ‌کنند. انسان سازگار با هنر و دست ابزار خود، به راه می ‌افتد و همراه با خاطراتش پیش می ‌رود. اگر تعلیم و تربیت، خاطرات او را ژرف‌ تر و وسیع‌ تر کرده باشد، تمدن نیز با او مهاجرت می‌ کند و در جایی دیگر خانه ‌ای تازه بر پا می‌ کند.

در سرزمین تازه، نا‌گزیر، همه چیز را دوباره از نو آغاز می ‌کند(6) و در این تمدن نو، هنگامی «بحران» آغاز می‌ شود که نظام سیاسی، یا حقوقی و یا اقتصادی حاکم، به تدریج دارای چنان مفاسد و نابهنجاری‌ هایی شده باشد که محدودیت ها دردها، رنج ها و ضررهایی که متوجه همه یا اکثریت مردم می ‌گردد، بیشتر از حَظ ها، نصیب ها، لذات، خوشی ها و نفع‌ هایی باشد که عاید آنان می ‌شود و یا پرده‌ های ناآگاهی و بی خبری مردم، یا فریب و نیرنگ دستگاه حاکمه، چنان دریده شده و به یکسو رفته باشد که همگان در‌یابند که از اول دچار خُسران بوده ‌اند. اگر احساس خسران‌ زدگی به درجه ای معین از عمومیت و سیطره برسد، می تواند منشأ بحران اجتماعی و خروج جامعه از وضع و حالت «تعادل» و یا «توازن» باشد و مردم را به اندیشة بر‌اندازی نظام حاکم و بر سر کار آوردن نظامی دیگر فرو خواهد برد. خواه نظام حاکم قاصر باشد و خواه مقصّر؛ یعنی، چه از سر علم و عَمد، مصالح و منافع عمومی را پایکوب و لگدمال کرده باشد و چه به سبب جهل و بدون سوء نیت زمینة ضایع شدن حقوق مردم را فراهم آورده باشد.(7)
حوادث، پیامدی از رفتار انسان

از نظر ما پدیده هایی همچون زمین لرزه، آتشفشان، سیل، خشکسالی و حوادث طبیعی دیگر که ظاهراً ضروری، جبری و قهری‌ که از نظر ما با افعال اختیاری انسان ها ربط و پیوند ندارند، اما از منظر الهی بسیاری از این حوادث نیز پیامد و تابع رفتار ماست: «و َضَرَبَ اللّهُ مَثَلًا قَرْیَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ یَصْنَعُونَ»؛ « و خدا شهرى را مثل زده است كه امن و امان بود [و] روزیش از هر سو فراوان مى‏ رسید؛ پس [ساكنانش] نعمت هاى خدا را ناسپاسى كردند و خدا هم به سزاى آنچه انجام مى ‏دادند، طعم گرسنگى و هراس را به [مردم] آن چشانید».(8) در آیه دیگری نیز فرموده است: «و َلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ یَكْسِبُونَ»؛ « و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند، قطعا بركاتى از آسمان و زمین برایشان مى‏ گشودیم؛ ولى تكذیب كردند، پس به [كیفر] دستاوردشان [گریبان] آنان را گرفتیم»(9)

 

پی نوشت ها:

1. بی‌آزار شیرازی، طلوع و غروب تمدن ها، ص65.

2. صدر، محمد باقر، سنت های اجتماعی و فلسفه تاریخ در مکتب قرآن، ص85.

3. ر.ک: یونس:49؛ اعراف:34؛ حجر:3 ‌و 4؛ مؤمنون:43.

4. یونس: 14.

5. ویل دورانت، درآمدی بر تاریخ تمدن، ترجمة احمد بطحایی و خشایار دیهیمی، ص259.

6. همان، ص264.

7. مصباح یزدی، محمد تقی، جامعه و تاریخ از نظر قرآن، ص359.

8. نحل: 112.

9. اعراف: 96.